آیا موجودات فضایی واقعیاند؟ | اظهارنظر اخیر باراک اوباما و باز شدن یک پرونده

رویداد۲۴ | باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا، در مصاحبهای که روز شنبه منتشر شد گفت موجودات فضایی «واقعیاند»، اما اضافه کرد که خودش آنها را ندیده است.
برایان تایلر کوهن، پادکستر آمریکایی در مصاحبه اخیر خود با باراک اوباما از او درباره وجود حیات فرازمینی پرسید، رئیسجمهور پیشین آمریکا یک پاسخ غافلگیر کننده داد: «واقعیاند.»
او ادامه داد: «اما من آنها را ندیدهام. آنها در منطقه ۵۱ نگهداری نمیشوند. هیچ تأسیسات زیرزمینیای وجود ندارد—مگر اینکه یک توطئه عظیم در کار باشد و آن را از رئیسجمهور ایالات متحده پنهان کرده باشند.»
اشاره اوباما به یک نظریه توطئه قدیمی و پرطرفدار است که ادعا میکند دولت آمریکا موجودات فرازمینی را در «منطقه ۵۱» پنهان کرده است؛ پایگاهی بسیار محرمانه متعلق به نیروی هوایی آمریکا در ایالت نوادا.
در سال ۲۰۱۹، پس از آنکه ۱.۵ میلیون نفر برای «یورش بردن» به این پایگاه ثبتنام کردند، حدود ۱۵۰ اینفلوئنسر شبکههای اجتماعی در اطراف باند فرودگاه آن جمع شدند؛ اما این رویداد پایان چندان هیجانانگیزی نداشت: چند نفر بازداشت شدند و در نهایت ماجرا عملاً به یک جشنواره موسیقی تبدیل شد.
اسناد از حالت محرمانه خارجشده سال ۲۰۱۳ نشان داد این باند محرمانه در واقع برای آزمایشهای پروژههای جاسوسی هوایی دولت آمریکا استفاده میشده است. در این اسناد آمده است: «آزمایشهای ارتفاعِ بالای هواپیمای U-۲ خیلی زود به یک اثر جانبیِ غیرمنتظره منجر شد—افزایش چشمگیر گزارشها درباره اشیای پرنده ناشناس (UFO).»
مصاحبهگر درباره این موضوع سؤال دیگری مطرح نکرد و ابهامات زیادی باقی ماند. کوتاهیِ اظهار نظر اوباما باعث شد موجی از گمانهزنیها در فضای آنلاین شکل بگیرد و همین موضوع رئیسجمهور پیشین را واداشت ۲۴ ساعت بعد در اینستاگرام توضیحی ارائه کند.
او نوشت: «داشتم سعی میکردم به حالوهوای بخش سؤالهای سریع همراهی بمانم، اما، چون این موضوع توجه جلب کرده، بگذارید روشن کنم.»
او ادامه داد: «از نظر آماری، جهان آنقدر عظیم است که احتمال وجود زندگی در جای دیگری از آن زیاد است. اما فاصلهها میان منظومههای ستارهای آنقدر زیاد است که احتمال اینکه موجودات فضایی به ما سر زده باشند پایین است، و من در دوران ریاستجمهوریام هیچ شاهدی ندیدم که فرازمینیها با ما تماس گرفته باشند. واقعاً!»
آیا دانشمندان نگران اعلام خبر واقعی بودن موجودات فضاییاند؟
آیا منتظر خبری درباره «حیات روی مریخ» هستید؟ شما ۱۲۰ سال دیر رسیدهاید. آن خبر روز ۹ دسامبر ۱۹۰۶ منتشر شد؛ وقتی نیویورکتایمز مطلبی مهم چاپ کرد با تیترِ قاطع و بیچونوچرای: «روی سیاره مریخ حیات وجود دارد.».
اما تایمز—و جهان—۹۰ سال بعد یک بار دیگر شانسش را امتحان کرد؛ ۶ اوت ۱۹۹۶. آن روز ناسا اعلام کرد مواد شیمیایی و ساختارهایی در یک شهابسنگ مریخی—که ۱۳ هزار سال پیش روی زمین سقوط کرده بود—در واقع بقایای فسیلشدهی حیاتِ باکتریاییِ باستانی هستند. کشفی که روزنامه آن را «شاهدی تکاندهنده و قانعکننده» برای حیات فرازمینی خواند.
خبر آنقدر خارقالعاده بود که رئیسجمهور وقت، بیل کلینتون، یک نشست خبری ترتیب داد تا دربارهاش صحبت کند. او گفت: «اگر این کشف تأیید شود، بیتردید یکی از شگفتانگیزترین بینشهایی خواهد بود که علم تاکنون درباره جهان ما به دست آورده است.».
اما در نهایت تأیید نشد و آن سنگ مریخی همچنان چیزی شبیه یک معما باقی مانده است: بعضیها هنوز آن را شاهدی بر وجود حیات میدانند، اما دیگران ردش میکنند. این یعنی پرسشِ حیات در مریخ و جاهای دیگرِ جهان باز و حلنشده مانده است؛ و همین موضوع میتواند دردسرساز شود وقتی بالاخره روزی برسد که «مدرکی انکارناپذیر» از حیات پیدا شود و دانشمندان، رهبران سیاسی و رسانهها مجبور شوند تصمیم بگیرند دقیقاً چگونه باید این خبر را به مردمی اعلام کنند که واکنشی قابل پیشبینی ندارند؛ مردمی که ممکن است با هیجان، ترس، بدگمانی، شکاکیت یا طیفی از واکنشهای مثبت یا مسئلهساز دیگر روبهرو شوند.
برایان سولدوفسکی، دانشیار گروه ارتباطات در دانشگاه ایالتی پورتلند به نشریه تایم گفته: «مفهومِ بیگانهها عمیقاً در فرهنگ عمومی و تخیل ما جا افتاده است؛ بنابراین مردم احتمالاً از قبل ترسهایی درباره این موضوع دارند؛ بر اساس چیزهایی که در رسانه دیدهاند، چیزهایی که خواندهاند، یا باورهای توطئهمحور دیگری که ممکن است داشته باشند.»
سال ۲۰۲۴، ناسا به این موضوع پرداخت و یک کارگاه مجازی اخترزیستشناسی با عنوان «ارتباطدادنِ اکتشافات در جستوجوی حیات در جهان» برگزار کرد. بیش از ۱۰۰ کارشناس—از جمله خبرنگاران، اخترزیستشناسان، دانشمندان علوم اجتماعی و متخصصان ارتباطات—از جمله خود سولدوفسکی، بهصورت آنلاین در آن شرکت کردند.
سولدوفسکی میگوید: «جستوجوی حیات در فضا فقط یک سؤال علمی نیست. یک سؤال اخلاقی است، یک سؤال فلسفی است، و برای بعضیها یک سؤال دینی است. این موضوع پیامدهای عمیقی برای فهم بنیادی ما از این دارد که انسان بودن یعنی چه.»
پیدا کردن بیگانهها
بیشتر بخوانید:
انتشار ۳ فیلم محرمانه از پرواز بشقاب پرندهها
ماجرای افشای برنامه محرمانه بشقاب پرنده و آدم فضایی در جلسه کنگره آمریکا چه بود؟
حیات فرازمینی ممکن است به یکی از دو شکل کشف شود: یا «زیستشناسی بیگانه» (alien biology) یا—هیجانانگیزتر— «فناوری بیگانهها» (alien technology). در سالهای اخیر، ویدئوهایی که خلبانان نیروی دریایی ضبط کردهاند و در آنها چیزهایی دیده میشود که مثل اشیای پرندهای هستند که شیرجه میروند، میچرخند و در هوا میایستند به گونهای که هیچ هواپیمای شناختهشدهای قادر به انجامش نیست، بسیار خبرساز شده است. این «پدیدههای ناشناخته هوایی» (UAP—اصطلاح مؤدبانه امروزی برای UFO ها) آنقدر سروصدا به پا کردند که در سال ۲۰۲۲ موضوع جلسات استماع کنگره شدند. قانونگذاران نتوانستند دقیقاً کشف کنند UAPها چیستند، اما به نظر میرسد آمریکاییها نظرشان را دادهاند. طبق نظرسنجی ۲۰۲۱ مرکز پژوهشی پیو، ۵۱ درصد پاسخدهندگان معتقدند این پدیدهها منشأ فرازمینی دارند. در کارگاه ناسا، این خبر با ناباوری روبهرو شد.
سولدوفسکی میگوید: «اخترزیستشناسان نمیتوانستند بفهمند چرا مردم چنین باوری دارند. میگفتند واقعاً شگفتزده شدهاند.»
آنچه یافته پیو را خاصتر میکند این است که آمریکاییها ایده «دیدار بیگانهها» را با نوعی خونسردی میپذیرند. ۸۷ درصد از افرادِ نظرسنجی گفتهاند اگر این پرندهها واقعاً بیگانه باشند، هیچ تهدیدی برای زمین ایجاد نمیکنند. فقط ۷ درصد گفتهاند دشمنخو هستند.
اما «مدرک قطعی» اینکه بیگانهها میان ما رفتوآمد دارند—مثلاً اگر یکی از همین UAPها روی باند یک پایگاه دریایی فرود بیاید—میتواند واکنش عمومی کاملاً متفاوتی را تحریک کند، از جمله ترس. اینجا است که نقش متخصصان ارتباطات مطرح میشود.
سولدوفسکی میگوید: «این را در کووید دیدیم. وقتی درباره یک خطر اطلاعرسانی میکنید، مهم است بگویید چه چیزهایی را میدانیم و—مهمتر—چه چیزهایی را نمیدانیم، و چه اقداماتی برای حفاظت از منافع عمومی در حال انجام است. درباره حیات هوشمند، بحثِ حفاظت سیارهای مطرح است. مدیریت ترس عمومی فوقالعاده چالشبرانگیز خواهد بود، اما ممکن است بتوان طوری ارتباط برقرار کرد که دستکم به مردم اطلاعات بدهد که چقدر باید بترسند و چه کارهایی میتوانند برای حفاظت از خود انجام دهند.»
کشف حیات میکروبی در یک سنگِ روی زمین—مثل همان شهابسنگ ۱۹۹۶—موضوع متفاوتی است. ممکن است هنوز هم ترس وجود داشته باشد—این بار ترس از آلودگی به یک عامل بیماریزای بیگانه—اما دانشمندان ناسا قبلاً در دوران آپولو نشان دادند در محافظت از مردم در برابر «سنگهای بیگانه» مهارت دارند: زمانی که ۸۴۲ پوند (حدود ۳۸۲ کیلوگرم) نمونه سنگ و خاک ماه را که شش مأموریتِ فرود روی ماه به زمین آوردند قرنطینه کردند، آنها را در آزمایشگاهی با مهار ویژه مهر و موم کردند و از طریق محفظههای دستکشدار رویشان کار کردند. با این حال، همین اقدامات ایمنی هم نیاز به توضیح دارد.
حیات بیگانه یا دیگر اشکال زیستی ممکن است از راه دور هم کشف شود—روی سیاره خودِ آن موجودات—سناریویی کمتر هیجان انگیز از یافتن آن روی زمین.
۱۱ ژانویه امسال، ناسا تلسکوپ فضایی پاندورا را پرتاب کرد؛ تلسکوپی که به دنبال نشانههای حیات روی ۲۰ سیاره فراخورشیدی (سیارههایی که به دور ستارههایی غیر از خورشید میچرخند) خواهد گشت و دنبال «اثر طیفی» بخار آب، متان، اکسیژن یا دیگر شیمیهایی میگردد که با زیستشناسی مرتبطاند.
در اکتبر ۲۰۲۴، فضاپیمای اروپا کلیپر پرتاب شد و راهیِ مناطقی نزدیک از قمر اروپا (Europa) یِ مشتری شد؛ قمری که پوستهای یخی دارد و دانشمندان باور دارند زیر آن اقیانوسی گرم، شور و شبیه مایع آمنیوتیک وجود دارد که شاید بتواند حیات را در خود جای دهد. در آوریل ۲۰۲۳ هم آژانس فضایی اروپا فضاپیمای «کاوشگر قمرهای یخی مشتری» (JUICE) را پرتاب کرد که اروپا و قمرهای خواهرش، گانیمد و کالیستو، را بررسی خواهد کرد و آنها هم به دنبال نشانههای شیمیاییِ زیستشناسی میگردند.
سولدوفسکی میگوید همه اینها یعنی نخستین نشانههای حیات در فضا، احتمالاً چیزی شبیه «یک موجِ خبرساز» یا تصویر واضح نخواهد بود؛ بلکه بیشتر احتمال دارد یک نمودار شیمیایی باشد.
او اضافه میکند: «پوشش رسانهای این نوع کشفها از واژههایی مثل “شاهد” و “سازگار با حیات” استفاده میکند.»
انتقال روشن و ساده این سطح از ظرافت و ابهام به مردمی که دنبال خبرِ انفجاری و بزرگ هستند—یا مردمی که به علم بدبیناند—دشوار است؛ و این کار نیازمند سطحی از اعتماد است؛ نه فقط میان مردم و کارشناسان، بلکه میان کارشناسان و کسانی که علم را برای مردم روایت میکنند.
از آنجا که فقط بخش بسیار کوچکی از مردم مقاله علمیِ منتشرشده را خواهند خواند، این خبرنگاراناند که باید خبر را منتقل کنند؛ و سولدوفسکی نگران است این کار چقدر درست انجام شود. او میگوید: «ما دیگر تقریباً خبرنگار علمی نداریم. عمومینویسهایی داریم که گاهی علم را پوشش میدهند. خیلی از دانشمندانی که با آنها حرف زدم از گفتوگو با رسانهها حذر میکنند، چون نگراناند علمشان درست منتقل نشود.»
آیا آموزش عمومی لازم است؟
ناسا راهحلی دارد برای اینکه چگونه یافتههای ظریفتر اخترزیستشناسی را بهتر مطالعه و بهتر اطلاعرسانی کند؛ راهحلی به نام مقیاس CoLD—یا میزان اطمینان از تشخیص حیات. این مقیاس از هفت سطحِ قطعیت علمی تشکیل شده است: از سطح ۱ (کمترین)، که «تشخیص یک سیگنالِ شناختهشده که حاصلِ فعالیت زیستی است» تعریف میشود؛ تا سطح ۲ که یعنی «آلودگی (نوعی نقص در تشخیص) رد شده است»؛ و همینطور تا سطح ۴: «همه منابع شناختهشده غیرزیستی برای سیگنال در آن محیط، نامحتمل نشان داده شدهاند»؛ و نهایتاً سطح ۷: «مشاهدات مستقلِ پیگیریشده از رفتار زیستیِ پیشبینیشده». دانشمندی که به سطح ۷ برسد میتواند زنگِ زیستشناسی را به صدا درآورد—هرچند تا آن زمان مردم عادی که سعی کردهاند پژوهشِ در حال پیشرفت را دنبال کنند، ممکن است کاملاً گیج شده باشند.
یکی از راههای مقابله با این وضعیت، آموزش افکار عمومی است: ارائه یک جریان ثابت از اطلاعیههای خبری حتی پیش از شروع پژوهش، با توضیح علم به زبانی ساده و توصیفی. این کار اجازه میدهد دانشمندان مخاطبان غیرمتخصص را با کاری که انجام میدهند آشنا کنند.
تشخیص تفاوت میان «اطلاعات نادرست» و «اطلاعات گمراهکننده عمدی» هم مهم است و باید با هر دو مقابله کرد. اطلاعات نادرست (misinformation) سوءبرداشت صادقانه از علم است؛ در حالی که اطلاعات گمراهکننده عمدی (disinformation) تحریفِ آگاهانه برای ایجاد جنجال یا دامن زدن به نظریههای توطئه است.
اینکه احتمال پیدا شدن حیات چقدر است، به این بستگی دارد که کدام مأموریت یا پروژه پژوهشی در حال جستوجو باشد. فعلاً سه حوزه پژوهشی را دارای بیشترین شانس برای نتیجهدادن میداند: مطالعه قمرهای یخی توسط فضاپیماهایی مانند JUICE و Europa Clipper؛ جستوجوی جهانهای قابل سکونت و زمینمانند توسط فضاپیماهایی مانند Pandora؛ و تلاش برای آوردن خاک و سنگ مریخ به زمین با فضاپیماهای رباتیک—مأموریتی که مدتهاست در ناسا در مرحله برنامهریزی است. نویسندگان مقاله خواستار آناند که متخصصان ارتباطات در هر سه تیم مستقر باشند و برای هر چیزی که ممکن است کشف شود آماده باشند.
در جهانی با تریلیونها سیاره، قطعاً احتمالِ صفر نیست که دستکم بعضی از آنها—مثل جهان خود ما—آشپزخانههای شیمیایی باشند که بتوانند چیزی زنده «بپزند». احتمالِ صفر نیست که دانشمندان زمینی روزی آن حیات را ببینند. همانطور که آنها برای کشفش تلاش میکنند، مردم هم باید برای فهمیدنش آماده شوند—وقتی بالاخره خبر از راه رسید.


